انگلیسی در سفر

آیا قصد سفر به یک کشور انگلیسی زبان مانند ایالات متحده را دارید؟ شاید دوست داشته باشید از شهرهای بزرگی مثل نیویورک، لوس آنجلس یا Grand canyon و پارک ملی Yellow Stone دیدن نمایید. مکان های گردشگری زیادی در ایالات متحده وجود دارد. 

اما قبل از رفتن به سفر، زمانی را به تجدید معلومات خود در زمینه واژگان و اصطلاحات انگلیسی اختصاص دهید که قابل استفاده در هتل، هواپیما، حمل و نقل عمومی یا رانندگی (به طور کلی سفر) در ایالات متحده می باشند. لغات و اصطلاحات زیر را برای شروع بررسی کنید. 


At a Hotel

پیشخدمت، شخصی که به هنگام ورود شما به هتل، چمدانهای شما را حمل می کند و به درخواستهای شما رسیدگی می کند.

Bell hop or bell boy

انگلیسی در سفر

• The bell boy put our suitcases on the cars as we got out of the taxi and entered the hotel.

پسر خدمتکار چمدانها را به محض پیاده شدن ما از تاکسی و ورود به هتل برداشت.

این عمل در ابتدای اقامت در هتل انجام میشود. وقتی شما اتاق رزرو کردید باید برای گرفتن کلید ثبت نام کنید.

To check in

• What is the earliest time we can check in at your hotel?

نزدیک ترین زمان برای ثبت نام اتاق هتل کی هست؟

این عمل در پایان اقامت شما انجام می شود. وقتی شما تسویه می کنید، هزینه ی هتل را می پردازید و کلیدها را تحویل میدهید.

To check out

• Don’t forget to turn in your key when you check out.

یادتان نرود که هنگام تسویه حساب کلید را تحویل دهید.

در بیشتر هتل ها معمولا با دریافت هزینه ای، غذا را به اتاق می آورند.

Room service

I don’t feel like going out for dinner. Let’s stay in and order room service.

من حوصله بیرون رفتن برای شام را ندارم. بهتر است سفارش سرویس اتاق را بدهیم.

تماس تلفنی است که توسط هتل به منظور بیدار باش برای رسیدن به یک جلسه یا پرواز برقرار می شود. شما می توانید تماس بیدار باش را از پذیرش درخواست کنید.

Wake up call

• I don’t want to miss my flight tomorrow, so I’m going to ask for a wake up call at five a.m.

نمیخواهم پرواز فردا را از دست بدهم، بنابراین می خواهم درخواست تماس بیدار باش در ساعت 5 صبح را بدهم.

خدمتکار، خانمی که بعد از ترک شما اتاق را تمیز می کند.

Maid 

• John left a tip for the maid when he checked out of his hotel.

جان زمان تسویه حساب به خدمتکار هتل انعام داد.

به رزرو اتاق هتل از پیش می گویند.

To book a room

• If you visit New York City in the summer, you should book a room in advance because it’s a busy time of year in the Big Apple.

اگر شما در تابستان از شهر نیویورک بازدید می کنید، باید از پیش اتاق رزرو کنید، چون در هتل Big Apple از زمانهای شلوغ سال است.​

At the Airport

اتوبوس کوچکی که شما را از یک ترمینال به ترمینال دیگری می برد.

Shuttle bus

• We got off the plane and jumped on a shuttle bus to get to other terminal for our connecting flight.

از هواپیما پیاده شدیم و سوار اتوبوس خطی شدیم که به پرواز دیگرمان برسیم.​

به برخاستن هواپیما از زمین و شروع سفر می گویند.

To take off

What time does your plane take off tomorrow?

فردا چه ساعتی هواپیمایتان برمیخیزد؟

لحظه ای که هواپیمایتان با باند فرودگاه برخورد می کند و برای بار اول به مقصد می رسد.

To touch down

• When we touched down in L.A., I turned on my cell phone to get my messages.

وقتی در فرودگاه لوس آنجلس فرود آمدیم، تلفن همراهم را روشن کردم تا پیغام هایم را دریافت کنم.

بدرقه کردن کسی که در حال رفتن به مسافرت است.

To see someone off

• Mary has had a long day. She had a layover in New York on her way home to Boston.

ماری روزی طولانی داشته. او در نیویورک برای رسیدن به خانه اش در بوستون توقفی داشته است.

وقتی در یک فرودگاه توقف می کنید و هواپیمایتان را برای رسیدن به مقصد نهایی عوض می کنید.

To have a layover

• Dan’s mom saw him off this morning at the airport.

مادر دان امروز صبح او را در فرودگاه بدرقه کرد.

پروازی که در اواخر شب انجام می شود و بعد از صبح به مقصد می رسد.

Red-eye

The cheapest and most convenient flights across the United States are usually red-eyes.

ارزانترین و راحتترین پروازها به مقصد ایالات متحده معمولا پرواز شب هستند.

فضایی در هواپیما بین محل استراحت شما و همسایه تان.

 

Elbow room

• There is only one airline that offers enough elbow room.

فقط یک خط هوایی وجود دارد که فضای کافی برای استراحت دارد.

زمانی که شما سفری را شروع می کنید.

To set off

• When did you set off on your journey around the world?

چه زمانی عازم سفر دور دنیا می شوید؟​

جایی است که بعد از پیاده شدن از هواپیما میتوانید چمدانهای بررسی شده را بردارید. نام دیگرش Luggage carousel است.

Baggage claim

• After everyone got off the flight they went down to the baggage claim to get their luggage.

بعد از اینکه همه از هواپیما پیاده شدند به طرف محل تقاضای چمدان رفتند تا اسبابشان را تحویل بگیرند.

On Public Transportation

به معنی سریع سوار شدن در قطار یا مترو است.

 

To hop on the subway

• Instead of hailing a cab, you should hop on the subway to get to 42nd street.

به جای تاکسی خبر کردن، سریع سوار مترو شو تا به خیابان چهل و دوم برسی.

کرایه، مقداری پول برای گرفتن بلیط مترو یا اتوبوس است.

Fare

• The fare for one ride on the T in Boston is $2.50.

کرایه ی مترو در بوستون دو و نیم دلار است.

دری است که معمولا در ورودیه ی متروها وجود دارد و اجازه ی عبور یک نفر را در آن واحد می دهد.

Turnstile

You can’t get through the turnstile without swiping your card. 

شما بدون کشیدن کارت نمی توانید از ورودیه ی گردان در مترو بگذرید.

قطار محلی (در تمام ایستگاهها توقف می کند.)

 

Local train

• To get from Union Square to 28th street, you should take a local subway.

برای رفتن از میدان Union به خیابان بیست و هشتم باید سوار متروی محلی شوی.

قطار سریع السیری که فقط در ایستگاههای خاصی توقف می کند و معمولا ایستگاههای شلوغی هستند.

Express train

• The downtown express train will get you from 86th street to 59th street in a few minutes. 

قطار سریع السیر مرکز شهر تا چند دقیقه ی دیگر از خیابان هشتاد و ششم به خیابان پنجاه و نهم می رسد.

این نام ها نشان دهنده ی مسیری است که یک متروی خاص در نیویورک حرکت می کند.

Uptown train/Downtown train

• Where can I get an uptown train? 

کجا می توانم سوار قطار بالا شهر شوم؟

این نام ها نشان دهنده ی مسیری است که یک مترو در مسیر ویژه ی بوستون حرکت می کند.

Inbound train/ Outbound train

• To get from Harvard Square to Boston Common, you need to take an inbound Red Line T.

برای رفتن از میدان Harvard به روستای بوستون، باید سوار متروی Red line شوید.

کشیدن کارت، شما کارتتان را برای ورود به مترو در ماشین کارت خوان ورودیه می کشید.

To swipe your card

• Many tourists have trouble swiping their fare card in the New York City subway.

خیلی از جهان گردان در کشیدن کارت کرایه مترو در شهر نیویورک مشکل دارند.

تاکسی گرفتن، با خبر کردن راننده تاکسی برای سوار شدن در آن

To hail a cab

• It’s almost impossible to hail a cab when it rains.

در زمان های بارش باران تاکسی گرفتن تقریبا غیر ممکن است.

به راننده تاکسی می گویند.

A cabbie

• Cabbies in New York don’t like to make trips to Brooklyn because they think it’s a waste of time.

در نیویورک راننده تاکسی ها علاقه ای به رفتن به Brooklyn ندارند چون به نظرشان وقت تلف کردن است.

On the Road

به معنی منطقه، ناحیه یا همسایگی است.

Neck of the woods

• I will call you when I get to your neck of the woods.

وقتی به نزدیکی های شما رسیدم تماس می گیرم.

توقف کوتاهی برای صرف غذا، نوشیدن یا حمام کردن

To make a pit stop

• Can we make a pit stop at the next exit? I want to grab a snack.

آیا در خروجی بعدی می توانیم برای مدت کوتاهی توقف داشته باشیم؟ می خواهم یک خوراکی بگیرم.

آغاز کردن یک سفر

To hit the road

• Come on, let’s hit the road. It’s already 10 a.m. and we need to be there by 2 p.m.

زود باش بیا بزنیم به جاده. الان ساعت 10 صبح است و تا 2 بعد از ظهر باید آنجا باشیم.

به مسافرتی که با ماشین و برای چند ساعت، یا حتی چند ماه انجام می شود می گویند.

To take a road trip

• We took a month-long road trip around the United States when we were in college. 

وقتی دانشجو بودیم مسافرت یک ماهه ای را با ماشین دور ایالات متحده رفتیم.

به پر کردن کامل باک می گویند.

To fill it up

A: How much gas do you need?

B: Just fill it up, please!

– چقدر بنزین نیاز دارید؟  – پرش کنید لطفا!

به شروع یک مسافرت با ماشین می گویند.

To hit the open road

• After a weekend of classes, he was happy to leave and hit the open road.

بعد از یک هفته کلاس های پشت سر هم، برای رفتن به مسافرت با ماشین بسیار خوشحال بود.

General Travel Vocab and Expressions

به رها شدن از زندگی روزمره و شروع یک سفر می گویند.

To get away

Get in someone's hair - English idiom I have been working too hard this summer. I really need to get away.

من تمام طول تابستان را سخت کار کردم و نیاز به یک استراحت دارم.

به زمانی می گویند که در مسافرت هستید و دلتان برای خانه تنگ شده باشد.

To be homesick

• The kid was homesick after two weeks at camp.

آن بچه بعد از دو هفته اقامت در اردوگاه دلش برای خانه تنگ شده بود.

چیزهایی که در سفر برای یادآوری خاطرات سفر میخرید را می گویند.

Souvenir

• I bought a scarf as a souvenir when I went to France.

وقتی به فرانسه سفر کرده بودم یک روسری به عنوان سوغاتی خریدم.

وقتی شما اوقات سختی را در اقامت در جایی می گذرانید و خواستار سفر کردن و دیدن مکان های جدید هستید، می گویند که شما یک جا بند نمی شوید.

To have itchy feet

• My friend Joe can’t stay in one place. He is always moving around. He has itchy feet.

دوستم جو نمی تواند در یک مکان بماند و همیشه دوست دارد به جاهای مختلف برود و یک جا بند نمی شود.

مکانی که معمولا کسی به آنجا سفر نمی کند،
دور افتاده

Off the beaten path

• I don’t like to visit the usual tourist attractions. I prefer to go to places that are off the beaten path.

من زیاد به جاذبه های توریستی شناخته شده علاقه ندارم. ترجیح میدهم به مکانهای دور افتاده سفر کنم.

سبک سفر کردن، بدون بار و بنه مسافرت کردن

To travel light

• If you go hiking this summer, remember to travel light.

اگر این تابستان قصد رفتن به پیاده روی داری، بدون بار و بنه برو.