A piece of cake

A piece of cake »Listen

مثل آب خوردن، آسان
 

a piece of cake

 

a piece of cake • I really prepared for that exam. It should be a piece of cake.

من واقعاً خودم را برای امتحان آماده کرده ام. باید مثل آب خوردن باشد.

 

 

• I thought I was going to fail the test, but it turned out to be piece of cake!

من فکر می کردم در امتحان مردود بشم، اما بعد معلوم شد مثل آب خوردن بود!