Shoot off one’s mouth

Shoot off one’s mouth
لاف زدن، غلو کردن

Shoot off one's mouth - اصطلاح انگلیسی

 

 

• Jim doesn’t play tennis very much, but he’s always shooting off his mouth about how good he is. Yet he’s fooling nobody. Jim is somewhat of a braggart and everyone knows that he gives opinions without knowing all the facts and talks as if he knew everything about the game.

جيم زياد تنيس بازي نمي‌کنه، اما هميشه در مورد اينکه چقدر خوب بازی می کنه غلو مي‌کنه. البته اون کسي رو دست نمي‌ندازه. جيم تا اندازه‌اي يک «لاف زن» هستش و همه مي‌دونند که بدون اينکه همه چيز رو بدونه ابراز عقيده مي‌کنه و طوري حرف مي‌زنه که انگار همه چيز رو درباره بازي مي‌دونه.

 

• There’s some guy at the other end of the bar shooting his mouth off about how far he can throw a football.

یه یارو اون سمت دیگه بار داره درباره اینکه چقدر مي‌تونه یه توپ فوتبال رو پرتاب کنه خالی بندی می کنه.